يزديه تلويزيون ميخره، فرداش کنترلشو پس مياره به صاحب مغازه ميگه: بيا حاج آقا اين ماشين حساب توش بود، مال حروم بهمون نمياد.
.
به تركه ميگن: چرا قبض آب و برقو دوست داري، ميگه: چون روش نوشته: مش ترك گرامي.
تركه ميره «استريپ شو» ، بعد از چند ساعت به رفيقش ميگه: پاشو بريم، از اول معلوم بود اين دختره زورش نميرسه ميله رو كج كنه
لره بعد از عمري ميره مو میکاره، اسمش حج واجب درمیاد.
ببم جان ميگه: از كلاس اول به بچهها ميگن: بابا آب داد. ولي نميگن: بابا كجا رو آب داد كه اين مصيبت شروع شد!
به بنده خدا ميگن:آروغ چيه؟ ميگه:سلسله بادهاي صداداري كه راهشون رو در دستگاه گوارشي گم كردهاند!
به خوش غيرت ميگن: چرا بچهدار نميشي؟ ميگه: ارثيه، بابام هم بچهدار نميشد!
بنده خدا ميره پمپ بنزين و باك سمندشو پر ميكنه و ميگه: چقدر شد؟ كارگر جايگاه ميگه: 350 تومان! بنده خدا در گوش كارگر جايگاه ميگه: شاه برگشته؟ كارگر جايگاه ميگه: نه جونم، قيمت گازوئيل همينه!
فارسه رو می برن دادگاه قاضی می پرسه چر ا آوردید اینو ؟ میگن روی در مغازه اش نوشته : استخوان ایران به رنگ های پرچم پارسها به بازار آمد !!
یه ترکه با دوست دخترش که فارس بوده داشته توی جاده با ماشین می رفته.. می بینه جلوتر بیابان خلوتیه پیاده میشن ودختره رو لخت میکنه و... وسط کار میبینه مامورا محاصره شون کردن به دختر میگه پاشو پشت اون کوه فرار کن دختر با همون حال ولخت فرارمیکنه مامورین به صحنه میرسن وپسره رو میگیرن ازش میپرسن اینجا چیکار میکردی میگه هیچ اومده بودم شکار. ماموره میپرسه پس اونی که فرارکرد چی بود پسره میگه قربون اون کس. کوهی بود ....)
به تركه خبر ميدن: بابا شدي. تركه ميگه به زنم نگين كه ميخوام سورپرايزش كنم.
لره ميخواسته ترتيب گاوشو بده، گاوه ميگه: ما، ما! لره ميگه: خفهشو، اول ما، بعد تو!
خرسه به يكي حمله ميكنه و ميگه: ويا وخوام وخورمت! طرف ميگه: اِ؟ ميه تونم لري؟ خرسه ميگه: ها، ما حيوونا همه لريم، وجز خر كه تركه!
اصفهانیه یه پوسته موز ميبینه میشینه کنار موزه. میگن: چرا اینجا نشستی؟ میگه: آخه میخوام فکر کنند من این موزو خوردم
.
اصفهانی رو ميخوان زجر بدند، ميبندنش به تیر برق و بهش ميگین: کوچه اونطرفی شام میدند.
ترکه بالا پشت بوم میخوابه، سردش ميشه، پا میشه در پشت بومو میبنده.
به ترکه ميگن تبادل لينک ميکنی؟ هيچی جواب نميده!!!
قزوينيه بعد نماز به بقيه ميگه: بغل دستي: قبول باشه، جلويي: حال دادي، پشت سري: حالتو ميگيرم.
لره باباش ميميره، ميره خاکش کنه، جو ميگيردش، فيتيله پيچش هم ميکنه!
تركه تفنگو ميزاره پشت گردن يارو، ميگه: تكون بخوري با لگد ميزنم تو سرت ها!
لره رو برق سهفاز ميگيره پرت ميكنه، بلند ميشه ميگه:اگه مردي يه فاز يه فاز بيا جلو!
تركي دلو ميزنه به دريا، غرق ميشه.
اصفهانيه با برق خونه همسايشون خودكشي ميكنه.
به لره ميگن حموم چند بخشه؟ ميگه: دو بخشه، زنونه و مردونه.
به رشتيه ميگن: شورت زنت چه رنگيه؟ ميگه: حميد؟!؟!
به تركه ميگن: با هندونه جمله بساز. ميگه: هندونه كه بغل پاكستانه؟
لره دیش ماهوارشو میذاره روی پشت بوم، روش مینویسه: کولر
به ترکه میگن: با شیشه یه جمله بساز. میگه: ساعت یک ربع به شیشه.
رشتيه به زنش ميگه: خانوم جان راستشو بگو، تا حالا چند نفر پيشت خوابيدن؟ زنش ميگه: به جان تو فقط خودت، بقيه همشون بيدار بودن.
يه عارف قزويني ميگه: تا "اميد" هست، "آرزو" نخواهم كرد.
از تركه ميپرسن: قبله كدوم طرفه؟ ميگه: كجا بهتون آدرس دادن؟
قزوينيه برنج تبرك ميخره، درشو وا ميكنه، ميگه: پس حميد كو؟
...
از تركه ميپرسن: چرا اسم اين خيابون ولي عصره؟ ميگه: چون صبح خبري نيست، ظهر هم خبري نيست، ولي عصر!
شعار ترکها در تظاهرات اخير: وای به روزی که بفهميم چی شد.
ميدونی به ماتيزی که توش ۵ تا دختر باشه، چی میگن؟ میگن: کمپوت هلو.
شباهت پيرزن با پياز: دوتاشون وقتی لخت ميشن اشکت در مياد.
يه روز يه لره م ي گ و ز ه يه متر میپره هوا، ميگن: چی شد؟ ميگه: تو دنده بود.
قزوينيه ميگه: رفيق اگه رفيق باشه ببم، آدم منت زنشو نميكشه.
تركه ميفته تو جوب،سند ميگذاره مياد بيرون.
تركه پاش خواب ميره، كفشاشو ميدزدن
تركه ميميره، عكسشو نداشتند بذارن رو قبرش، تا گردن دفنش ميكنند.
به يه تركه مي گن چرا ميري سربازي ، ميگه والا فقط به خاطر مرخصي هاش.)
يه گلابيه گن میپوشه ميگه من موزم.)
بن لادن تهديد كرده كه تا چند روز ديگه سه جا رو قطعا ميزنه: ريش، پشم و زير بغلشو.
سرخ پوستها موقع حمله به قزوين ميگن: آكومبا، بومبا، ياكومبا! وقتي كه از حمله بر ميگردند ميگن: نكن بابا، نكن بابا!
تركه ميره بدنسازي، مربيه ميگه: هفته اول بدن درد داري، تركه ميگه: پس من از هفته دوم ميام.
به تركه ميگن: محبوبترين تيم فوتبالي كه دوست داري چيه ؟ ميگه: قربون جدش آسد ميلان.
به ابادانيه ميگن: با موتور جمله بساز. ميگه:مو تور خوردم رو قالي.
.
ترکه ميره تو صف نونوايي، شاطره ميگه: نون تا اينجا بيشتر نميرسه، بقيه برن. ترکه ميگه: ببخشيد ميشه جمعتر وايسين نون به ما هم برسه.
دریای غم ساحل ندارد. لرا همشو آسفالت کردند.
ترکه باباش آتیش میگیره، جو میگیردش، از رو باباش میپره.
زن رشتیه شب عروسی میپرسه: بلدی چی کار کنی كه؟ رشتيه میگه: آره منتظرم یکی بیاد برم زیر تخت.
ترکه تو مسابقه ژیمناستیک از روی خرک نمیپریده، میگفته: احترام به همنوع واجبه.
.
بر اساس تحقيقات علمي يك زيستشناس قزويني، «باسن» در زمانهاي قديم يك تكه بوده ولي به علت شيريني زياد قاچ خورده و دو تكه شده.
رشتيه ميره عسلويه كار كنه، زنش ماهي 2 ميليون براش ميفرسته.
از لره ميپرسند: توي طايفه شما آدم مشهور هم هست؟ ميگه:آره بابا، لره و هاردي، سوفيا لره، اليزابت تاي لور، تازه يه شيميدان لر يه چيزي كشف كرده كه اسمشو گذاشته كلر.
چهار روز اول دوستي دختر و پسر: روز اول: دوسم داشته باش، بهم دست نزن، روز دوم: بهم دست بزن بوسم نكن، روز سوم: بوسم كن اما ... خبري نيست، روز چهارم: ... اشكالي نداره اما فراموشم نكن.
به يه تركه ميگن: دو دو تا؟ ميگه: پس چند تا؟
يه چوب كبريت سرشو ميخارونه، آتيش ميگيره.
تركه پاهاش خواب ميره، پتو روش ميكشه)
تركه دو هزار تومني پيدا ميكنه، ميندازه دور ميگه: من از اين شانسا ندارم
تركه ميره توي دل طبيعت، هضم ميشه.
يه روز يه كتاب جوك پاره ميشه، از توش چند هزار تا ترك ميريزند بيرون.
تركه از جهنم ميره دم در بهشت، ميگه: يخ دارين؟ ميگن: داريم نميديم! تركه ميگه: ايلده فردا صبح كه اومدين آب جوش بگيرين منم نميدم!
دختره به پسره ميگه: ميخواي جاييكه آمپول زدم رو ببيني؟ پسره ميگه: آره. دختره ميگه: همين تزريقاتي روبرو!
تركه داشته شناي قورباغه ميرفته، لك لك مياد ميخوردش.
تركه جونش به لبش ميرسه، تف ميكنه ميميره.
لره تو قرعه كشي بانك شركت ميكنه، براش شيش ماه زندان در مياد.
تركه ميره استاديوم وسط موج مكزيكي غرق ميشه
يه قورباغه با يه طوطي ازدواج ميكنه بچه شون ميشه قوطي
به تركه ميگن: جسم شفاف چيه؟ ميگه: جسمي كه از اين ورش اون ورش ديده شه. ميگن: مثال بزن: ميگه: نردبون.
تركه سيدي مي خره مي بينه وسطش سوراخه ميندازتش تو سطل آشغال.
روی بیلبورد زده سیو همان سیب است لره میگه: دروغ میگه من خوردم صابون بيد.
تركه فيلم جنگي ميديده، تموم كه ميشه سينه خيز ميره تلويزيونو خواموش كنه.
يه روز يه تركه مي افتد توي چاه ميگه: شانس اوردم تهش سوراخ نبود.
به لاك پشته ميگن: چرا نماز نميخوني؟ ميگه: آخه لاك دارم.
به تركه ميگن: سه تا فوتباليست نام ببر. ميگه: علي دايي، علي كريمي، فرار مهدوي كيا.
پرگاره بدمستي ميكنه، مستطيل ميكشه.
به تركه توپ فوتبال نشون ميدن ميگن: چيه؟ ميگه: شطرنج گردالي.
لره ميره توالت با دهن خوني مياد بيرون. ميگن: چي شده؟ ميگه: گي بگيرن. مسواكش خيلي بزرگ بيد.
به لره ميگن: دخترتو به كي دادي؟ ميگه: غريبه نيست. دامادمه.
تركه ريش بزي ميزاره. دچار بحران شخصيتي ميشه.
رشتيه زنشو كتك ميزنه. به جرم تخريب اموال عمومي ميگيرنش.
تركه دور خودش ميچرخه، هرز ميشه.
تركه سوار تاكسي ميشه درو نميبنده. راننده ميگه: درو ببند. تركه ميگه: زرنگي؟ ميخواي دربست حساب كني؟
تركه توالت ميساخته. آجر كم مياره. اوپن ميسازه.
تركه شماره تلفن پيدا ميكنه. زنگ ميزنه ميگه: من شماره تونو پيدا كردم. آدرس بدين تا واستون بيارمش.
تركه تاكسي دربست ميگيره. از پنجره سوار ميشه.
به تركه ميگن تو زبونتون خ دارين؟ ميگه: يوخ.
به باباي حسين فهميده ميگن نظرت در مورد رشادت فرزندت چيه؟ ميگه بي خيال بابا من هنوز دارم قسط تانك ميدم.
قزوينيها به برادر زن ميگن: اشانتيون ازدواج.
.
قزوينيه زنگ ميزنه برنامه مهتاب ميگه: عكس پشت موضوع مسابقه رو هم نشون بدين تا ما هم بتونيم برنده شيم.
به تركه ميگن: دو دو تا؟ ميگه: بيخيال. كلمه بگو جمله بسازم.
قزوينی ها اعتراض ميکنن اين چه الفبائيه که به ن ميگن نون اما به ک ميگن کاف؟
دو تا تركه با لگد ميزدن زير ناف هم. يكي ميگه: دردتون نميگيره؟ تركا ميگن: نه پوتين پامونه.
اگه کسي رو دوست داري نه براش ستاره باش نه آفتاب چون هردوشون مهمون زود گذرند. پس براش آسمون باش که هميشه بالاي سرش باشي
ميتوني تصور كني با هم لب دريا نشستيم؟ ميتوني تصورش رو بكني كه با هم به يه سفر طولاني ميريم از جنگل تا دريا.؟ ميتوني تصور كني كه تو يه شب باروني شونه به شونه هم قدم بزنيم؟ همه اينا رو هم كه بتوني تصور كني نميتوني تصور كني كه آشپزي با تك ماكارون چقدر راحته
از تركه می پرسن : می دونی پل رو برای چی می سازند؟می گه : برای اينکه کشتيها از زيرش رد بشن !!!
من غریبه ای دیروز. آشنای امروز و فراموش شده ای فردا.پس در آشنایی امروز مینگرم.تا در فراموشی دنیا یادم کنی!
چشمهاي درشت و زيبايت را که به من ميدوزي وبا لبهاي زيبا آواز ميخواني، احساس ميکنم که بيش از هميشه عاشقت هستم ، تو زيباترين قورباغه ي اين برکه اي
امروز روز خوشتیپ ترین دوست . تو هم مثل من این اس ام اس رو واسه کسی بفرست که مطمینی هیچ کس این روز رو بهش تبریک نمی گه!ثواب داره
جذر عدد 4569876532رو بگیر و عدد 1 رو به اون اضافه کن و تقسیم بر 3 کن و نتیجه رو ضربدر 2 کن و عدد بدست امده رو واسه اسکول بعدی بفرست
برو پایین
.
.
.
.
.
حالا برو بالا
بالا بری پایین بیای دوستت دارم
زندگي کتابي است پرماجرا ، هيچگاه آنرا به خاطر يک ورقش دور مينداز
زيباترين گل با اولين باد پاييزي پرپر شد، باوفاترين دوست به مرور زمان بيوفا شد، اين پرپر شدن از گل نيست و اين بي وفايي از دوست نيست از روزگار است
چوپانه با گوسفنداش لج مي كنه براي انقام مي برتشون روي چمن مصنوعي
10000 دستگاه ریو
1000 کیلومتر اسکناس
100واحد اپارتمان
10 صندوق طلا
.
.
.
.
.
.فدای یه تار موی تو دوست عزیز
تایتانیک با تمام مسافراش فدات
امشب میخوام طی یه عملیات شهادت طلبانه
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.فدات شم
بی اسام اس نشی
.
.
.
.
.
.
.
.بلند صلوات بفرست
یه بار از کنار دریاعبور کردی یک عمر امواج برای بوسیدن جای پات میان و میرن
تو گلی عین گلای قشنگ قالی
تو به ظرافت تارو پود فرش های ایرانی
اصلا تو خود فرش پاتریسی که یه تخته ش کمه
تركه سکه میندازه تو صندوق صدقات سوارش میشه
زندگی تابلو نقاشی وشما خود،نقاش آن هستید
به همه عشق بورز،به تعداد کمی اعتماد کن و به هیچ کس بدی نکن
بی ثمرترین روز ما روزی است که در آن نخندیده باشیم
من همونم که یه روز میخواستم دریا بشم...میخواستم بزرگترین دریای دنیا بشم
من غروب عشق خود را در نگاهت ديده ام.... من بناي ارزو ها را زهم پاشيده ام.... آنچه بايد من بفهمم اين زمان فهميده ام.... در دل خود من به عشق پوچ تو خنديده ام
با خودم عهد بستم بار ديگركه تورا ديدم،بگويم از تودلگيرم. ولي باز تو را ديدم و گفتم : بي توميميرم تقدیم به عشقم..............................البته قابل توجه تموم اد ليست من عاشق نيستما اين يه افه
نمي نويسم ..... چون مي دانم هيچ گاه نوشته هايم را نمي خواني ...حرف نمي زنم .... چون مي دانم هيچ گاه حرف هايم را نمي فهمي ...نگاهت نمي كنم ...... چون تو اصلاً نگاهم را نمي بيني.... صدايت نمي زنم ..... زيرا اشك هاي من براي تو بي فايده است فقط مي خندم ...... چون تو در هر صورت مي گويي من ديوانه ام
از تركه ميپرسن پرچم دزدان دريايي چه معني ميده تركه ميگه خوردن كله پاچه در دريا ممنوع
خانهاي با تماميِ امكانات: سونا خشك، سونا بخار، استخر، جكوزي، سالن كنفرانس، سالن بدنسازي، لابيِ بزرگ، 5 خوابه، 450 متر زيربنا، دوبلكس ( يعني كلا 900 متر )، در بهترين نقطة بالايِ شهر، پنتهاوسِ يه برجِ 40 طبقه، با ديدِ عالي متعلق به اينجانب ميباشد! دل همتون بسوزه
مي دوني چرا رنگ غروب سرخه؟ چون خورشيد وقتي مي بينه من وتو با هم دوستيم آتيش مي گيره
از گناه فاصله بگیریم
شیطان دارد با ما عکس یادگاری میگیرد
كاغذتم
احساساتت رو روم بنويس .عصبانيتهات رو روم خط خطي كن . اشكاتو باهام پاك كن.حتي اگه سردت شد بسوزونم تا گرم بشي .فقط دورم ننداز............
آنکه ميخواهد روزي پريدن آموزد، نخست ميبايد ايستادن، راه رفتن ، دويدن و بالارفتن آموزد. پرواز را با پرواز آغاز نميکنند
دنيا دو روز است يک روز با تو يک روز بر عليه تو ........... روزي که با تو ست مغرور نشو .... روزي که بر عليه توست مايوس نشو
آخر از عشق تو ساكن كليسا ميشوم . ميكشم دست از مسلماني مسيحا ميشوم . آنقدر بر كشتي عشقت نشينم همچو نوح . يا به عشقت ميرسم يا غرق دريا ميشوم
ای عشق مدد کن به سامان برسیم چون مزرعه تشنه به باران برسیم یا من برسم به یار و یا یار به من یا هر دو بمیریم و به پایان برسیم
دوستی یک فرصت نیست بلکه مسئولیتی شیرین است
وقتي که يک مسيحي ميميرد بر سر مزارش صليبي مي گذارند تا تمام مردم بفهمند در آن محل کسي دفن شده وآنجا گورستان کسي است. حال تو نيز بر گردنت صليب بيانداز که تمام مردم بفهمند در سينه ي تو گورستان من است و از عشق تو سر به زمين گذاشته ام
خداوندا من در كلبه ي حقيرانه ي خود چيزي دارم كه تو در عرش كبريايي خود نداري . من چون تويي دارم و تو چون خود نداري
فقط کسي معني دل تنگي را درک مي کند که طعم وابستگي را چشيده باشد پس هيچوقت به کسي وابسته نشو که سر انجام آن وابستگي دلتنگيست
گذشته کتابي است که بايد بارها خواند واز آن تجربه آموخت آينده کتابي است که اکنون توسط تو نوشته مي شود بکوش تا آنچه را مي نگاري بعد ازخواندنش لذت ببري..
به دريا شكوه بردم از شب دشت، وز اين عمري كه تلخ تلخ بگذشت، به هر موجي كه مي گفتم غم خويش؛ سري ميزد به سنگ و باز مي گشت .!
همیشه سعی کن این طور زندگی کنی:ساده اما زيبا،مصمم امابي خيال،متواضع اما سربلند،مهربان اما جدي،سبز اما بي ريا،عاشق اما عاقل
کاش مي شد اشک را تهديد کرد ،مدت لبخند را تمديد کرد ، کا ش مي شد در ميان لحظه ها، لحظه ي ديدار را نزديک کرد
برو سرمیکروسکوپ
رفتی؟
چی می بینی؟
یه ذره کوچیک
میدونی چیه؟
یک کم فکرکن
اون دل منه که برات یه ذره شده
چنين گفت رستم به اسفنديار تيكه ميكه داري وردار بيار
A/S/L Please
پسر : سلام.خوبي؟مزاحم نيستم؟
دختر: سلام. خواهش مي کنم.?asl pls
پسر : تهران/وحيد/۲۶ و شما؟
دختر: تهران/نازنين/۲۲
پسر: اِ اِ اِ چه اسم قشنگي!اسم مادر بزرگ منم نازنينه.
دختر: مرسي!شما مجردين؟
پسر: بله. شما چي؟ازدواج کردين؟
دختر: نه. منم مجردم. راستي تحصيلاتتون چيه؟
پسر: من فوق ليسانس مديريت از دانشگاه MIT اَمِريکا دارم. شما چي؟
دختر : من فارغ التحصيل رشته گرافيک از دانشگاه سُربن فرانسه هستم.
پسر: wow چه عالي!واقعا از آشناييتون خوشحالم.
دختر : مرسي. منم همين طور. راستي شما کجاي تهران هستين؟
پسر: من بچه تجريشم. شما چي؟
دختر : ما هم خونمون اونجاس. شما کجاي تجريش مي شينين؟
پسر: خيابون دربند. شما چي؟
دختر : خيابون دربند؟ کجاي خيابون دربند؟
پسر : خيابون دربند. خيابون...... کوچه......پلاک....شما چي؟
دختر: اسم فاميلي شما چيه؟
پسر: من؟ حسيني! چطور؟
دختر: چي؟وحيد تويي؟ خجالت نمي کشي چت مي کني؟تو که گفتي امروز با زنت مي خواي بري قسطاي عقب مونده خونه رو بدي.!مکانيکي رو ول کردي نشستي چت مي کني؟
پسر : اِ عمه ملوک شمائين؟چرا از اول نگفتين؟راستش! راستش!ديشب مي خواستم بهتون بگم امروز با فريده.... آخه مي دونين...........
دختر : راستش چي؟ حالا آدرس خونه منو به آدماي توي چت ميدي؟مي دونم به فريده چي بگم!
پسر: عمه جان ! تو رو خدا نه! به فريده چيزي نگين!اگه بفهمه پوستمو ميکّنه!عوضش منم به عمو فريبرز چيزي نمي گم!
دختر:او و و و م خب! باشه چيزي بهش نميگم.ديگه اسم فريبرزو نياريا!راستي من بايد برم عمو فريبرزت اومد. باي
پسر: باشه عمه ملوک! باي......
روزي نه نه حوا مي ره دم خونشون، در مي زنه، بعد حضرت آدم مي گه: کيه؟ نه نه حوا مي گه: خودت و لوس نکن، منم
يه روز، يه چس ويک گوز مي رن يه مردي رو بکشند، چس به گوز مي گه: تو صداش کن، من خفش مي کنم
يه کوره مي ره آشپزخونه، دستش مي خوره به رنده، مي گه: اين چرت و پرت ها چيه اين جا نوشتن
يه آبشار رژيم مي گيره، تف مي شه!
يه روز يزديا ميان تهرون ، به تهرونيا مي گن: شما چرا از ما يزديا جك نمي سازين و فقط جك هاتون از تركي و لري يه؟
تهرونيا مي گن : شما هم بايد يه سوتي بدين ، بعدا برا شما هم جك مي سازيم.
خلاصه بعد از مدتي يزديا ميان تهرون مي گن: آقا بيايين يزد ، ما وسط كوير سد زديم. تهرونيا ميرن يزد كه سد رو ببينن و از يزديا جك بسازن. ميرن وسط كوير ، مي بينن بله، يه سد وسط كويره ، يهو نگاه مي كنن ، مي بينن بالاي سد تركه و لره نشستن دارن ماهي مي گيرن
!!
روزي گوسفندي نخ ميخوره، تسبيح پس مي ده
يه روزي تركه با پسرش گر گم به هوا بازي ميکنه جو زده ميشه بچشو ميخوره
يک روز پلنگ صورتي ميره سر خاکه باباش ميگه:بابام,بابام,بابام بابام,بابام
يه روز به يک خرگوشه مي کن چرا هويج مي خوري مي گه هوي جوري
يارو مي ره تو يك قهوهخونه، به قهوهچي مي گه: داش حال مي كني يك جك تركي بگم؟! قهوهچيه مي گه: ببين ولك، من خودم تركم، اين يارو هم كه كنار دستت نشسته هم تركه، درضمن قهرمان كشتيه. اوني كه رو ميز سمت چپ نشسته هم تركه، درضمن معمولاٌ با خودش دو تا قمه داره. حالا هنوز مي خواي جك تركي تعريف كني؟! يارو مي گه: نه والله، حوصله ندارم سه بار توضيح بدم چي شد!
به يکي ميگن با ريلکس جمله بساز.ميگه:رفتيم باغ وحش با گوريل عکس انداختيم.
تركه مي خواسته خرگوش بگيره مي ره پشت درخت صدا هويج در مياره
خنده آرام بخشی است که عوارض جانبی ندارد!
يه تركه ميره حموم پاش ميره رو صابون مي خوره زمين ديگه نميره حموم
يه روز يه نخودِ مي رسه به يه کشمشِ، کشمشِ ميگه قربونه اون چاک ِ كو نَت. نخودِ ميگه از بس اين حرفارو زدي که چوب توي كونَت کردن
چند نفر مي رفتند كوه, سرپرست شون لكنت زبون داشت, از وسط هاي راه هي مي گفت: چ چ چ چ .
گروه ميرسه بالاي كوه, مي خواستند چادر بزنند, سرپرست ميگه:
چ چ چادر يادم رفت!!!ميگن اي بابا بايد برگرديم پايين, توي راه برگشت سرپرست همش مي گفته: ش ش ش ش .
خلاصه مي رسند پايين و مي بينند كه چادر نيست.
از هم مي پرسند چادرها كو؟
ميگه ش ش ش شوخي كردم!!!!
يه بابايي خونه اش آتيش گرفت, هي ميرفت توي آتيش و برميگشت همسايه ها پرسيدند: چرا هي ميري تو و مياي بيرون؟
گفت: براي اينكه مادرزنم توي خونه ست.
پرسيدند: چرا بيرونش نمياري؟
گفت: ميرم تو, هي اين رو اون روش ميكنم, حالا زوده بيارمش بيرون!!!!